ابراهيم عاملي ( موثق )
258
تفسير عاملي ( فارسي )
اميّة بن ابى الصّلت ثقفى نازل شده است كه او مردى بود كتاب خوانده و از علم و حكمت آن روز با خبر ، و چون دانسته بود كه شخصى بپيغمبرى مىرسد طمع كرد كه او خود باشد ، در هنگام ظهور پيغمبر ص در نزديكى از پادشاهان بود آنگاه بحجاز آمد كه از بدر گذشت و كشتگان را به زمين افتاده ديد چون از قضيّه خبردار شد ، گفت : اگر اين مرد پيغمبر بود خويشان خود را نمىكشت و پس از مرگ او خواهرش رفاعه حضور پيغمبر ص رسيد ، فرمود چيزى از شعر برادرت بخوان ، او اين شعرها را خواند : لك الحمد و النّعماء و الفضل ربنا و لا شيء اعلى منك جدّا و امجد مليك على عرش السّماء مهيمن لعزّته تعنو الوجوه و تسجد و باز اين شعرها را خواند : يوقف النّاس للحساب جميعا فشقى معذّب و سعيد عند ذي العرش يعرضون عليه يعلم الجهر و السّرار الخفيّا يوم نأتي الرّحمان و هو رحيم انّه كان وعده مأتيّا يوم يأتيه مثل ما قال فردا سوف القى من العذاب فريّا ربّ ان تعف فالمعافاة ظنّي او تعاقب فلم تعاقب بريئا پيغمبر ص فرمود : شعر او مؤمن بود و دلش كافر . سعيد بن مسيّب گفته است اين آيه در وصف ابو عامر بن نعمان الصّيفى نازل شده است كه مردى مسيحى و زاهد و پلاس پوش بوده بمدينه حضور پيغمبر رسيد و پرسيد بكدام دين هستى و چه آورده اى ؟ فرمود : بدين ابراهيم و با آئين مسلمانى ، او گفت من هم بر دين ابراهيم هستم فرمود : به آن دين از پيش خود چيزها افزودهايد ، او نفرين كرد كه از ميان من و تو هر كدام دروغگو باشيم خدا در سرگردانى و در بدرى نابودش كند و از آنجا بشام رفت و از دولت وقت براى نابودى پيغمبر مدد خواست و بمنافقين پيغام كرد كه براى او مسجدى بسازند و آماده باشند تا با كمك يكديگر بجنگ پيغمبر بروند و چون به او كمك نشد در شام بيچاره و سرگردان بماند تا بمرد ، قتاده گفت : اين آيه مثل است براى آن كس كه راه هدايت به او عرضه شود و او از آن روى بگرداند .